سلام
امیدوارم حالتون خوب باشه و این ایام حسابی بهتون خوش گذشته باشه
قرار بود که من برای شما تعدادی برگه سوال به عنوان نمونه سوالات امتحانی قرار بدم تا شما با سوالاتی که قراره امتحان بگیریم آشنا بشید و انشاالله نمرات خوبی در امتحانات ارزشیابی بعد از عید کسب کنید .
خوب بچه ها من چند تا لینک اینجا برای شما قرار میدم که با کلیک کردن روی اون وارد چند تا وبلاگ دیگه میشید که مطالب خیلی مفیدی برای شما اونجا قرار داده شده و می تونید از اون استفاده کنید و نمونه سوالاتش را هم دانلود کنید .
من سعی می کنم امتحانات را از مطالب همین وبلاگ ها بگیرم البته با کمی تغییر
چون در بعضی از برگه ها سوالاتی هست که ما هنوز درس ندادیم ولی بیشترش تدریس شده و برای شما مفید هست مخصوصا از قسمت نکات مهم درس ها و نمونه سوالات چهار گزینه ای درس ها حسابی می تونید استفاده کنید .
من قول میدم اگه این مطالب را بخونید حتما نمره خوبی خواهید گرفت .
خوب این هم لینک ها
موفق باشید

سلام
سلام بر همه شما دوستان و عزیزان ، بچه های خوب و اولیاء محترم
امیدوارم که حالتون خوب و خوش باشه و این سال جدید حسابی بهتون خوش بگذره من این سال جدید را به همه شما تبریک میگم و سالی همراه با موفقیت و سلامتی را برای همه شما آرزو می کنم.


و شیطنت های شما راحت میشم
خوب بگذریم بچه ها این مدت سعی کنید از فرصت ها استفاده کنید و درس ها را هم یه مروری بکنید و خودتون را برای امتحانات ارزشیابی آماده کنید .
طبق قرار قبلی به زودی تعددادی برگه امتحان براتون روی وبلاگ خواهم گذاشت تا با سوال ها آشنایی بیشتری داشته باشید .
فعلا سعی کنید بهتون خوش بگذره ،آجیل و شیرینی هم کم بخورید دندوناتون خراب نشه

سلام
امروز سر کلاس درس فارسی در مورد قالب های شعر فارسی بحث شد . در کلاس یک فایل آموزشی در قالب word نمایش داده شد که من به بچه ها قول دادم اون را برای دانلود روی وبلاگ کلاس قرار بدم تا بچه هایی که می خوان در این زمینه اطلاعات بیشتری کسب کنند و با قالب های شعر فارسی بیشتر آشنا بشن از اون استفاده کنند. خوب من این فایل را به صورت pdf گذاشتم تا از به هم ریختگی فونت های اون جلوگیری بشه شما برای باز کردن اون باید روی سیستم خودتون یکی از نرم افزار های مربوط به فایل های pdf مانند:
Adobe Reader یا Foxit Reader را نصب کرده باشید .
خوب اینم فایل برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید .
یکی دو نفر از بچه های کلاس هم کلیپ بازدید از کلاس و روزی که فارسی داشتیم را می خواستن که اگر به قسمت پیوند های کنار صفحه قسمت ویدئو های من بروید می تونید این کلیپ ها را هم دانلود کنید البته به شرط این که اینترنت پر سرعت داشته باشید .
موفق باشید .

سلام
دوست دارم از این به بعد بیشتر از این که در مورد کلاس و مشکلات اون یا مسائل آموزشی مطلب بنویسم برای دل خودم بنویسم این طور کمتر حرص می خورم چون بنویسم و ننویسم هیچ چیز تغییر نخواهد کرد.
اما چند سال پیش داستان جالبی از امیرکبیر خوندم چند روز پیش گذری سری به مطالبی که save کرده بودم زدم دوباره چشمم به این داستان خورد خوندمش با اینکه چندین بار قبلا خونده بودم بازم به نظرم قابل تامل هست بهتره خودتون بخونید.

روزی که امیرکبیر گریست
سال 1264 قمرى، نخستين برنامهى دولت ايران براى واکسن زدن به فرمان
اميرکبير آغاز شد.
به گزارش مشرق، در آن برنامه، کودکان و نوجوانانى ايرانى را آبله کوبى
مىکردند. اما چند روز پس از آغاز آبلهکوبى به امير کبير خبردادند که مردم از روى
ناآگاهى نمىخواهند واکسن بزنند. بهويژه که چند تن از فالگيرها و دعانويسها در
شهر شايعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه يافتن جن به خون انسان مىشود.
هنگامى که خبر رسيد پنج نفر به علت ابتلا به بيمارى آبله جان باختهاند،
امير بىدرنگ فرمان داد هر کسى که حاضر نشود آبله بکوبد بايد پنج تومان به صندوق
دولت جريمه بپردازد. او تصور مى کرد که با اين فرمان همه مردم آبله مىکوبند. اما
نفوذ سخن دعانويسها و نادانى مردم بيش از آن بود که فرمان امير را بپذيرند. شمارى
که پول کافى داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبلهکوبى سرباز زدند. شمارى ديگر
هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مىشدند يا از شهر بيرون مىرفتند
روز بيست و هشتم ماه ربيع الاول به امير اطلاع دادند که در همهى شهر
تهران و روستاهاى پيرامون آن فقط سىصد و سى نفر آبله کوبيدهاند. در همان روز،
پاره دوزى را که فرزندش از بيمارى آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امير به جسد
کودک نگريست و آنگاه گفت: ما که براى نجات بچههايتان آبلهکوب فرستاديم. پيرمرد
با اندوه فراوان گفت: حضرت امير، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبيم جن
زده مىشود. امير فرياد کشيد: واى از جهل و نادانى، حال، گذشته از اينکه فرزندت را
از دست دادهاى بايد پنج تومان هم جريمه بدهي.. پيرمرد با التماس گفت: باور کنيد
که هيچ ندارم.. اميرکبير دست در جيب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم
برنمىگردد، اين پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز.
چند دقيقه ديگر، بقالى را آوردند که فرزند او نيز از آبله مرده بود.
اين بار اميرکبير ديگر نتوانست تحمل کند. روى صندلى نشست و با حالى زار شروع به
گريستن کرد...
در آن هنگام ميرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانى اميرکبير را در
حال گريستن ديده بود. علت را پرسيد و ملازمان امير گفتند که دو کودک شيرخوار پاره
دوز و بقالى از بيمارى آبله مردهاند. ميرزا آقاخان با شگفتى گفت: عجب، من
تصور مىکردم که ميرزا احمدخان، پسر امير، مرده است که او اين چنين هاىهاى مىگريد.
سپس، به امير نزديک شد و گفت: گريستن، آن هم به اين گونه، براى دو بچهى شيرخوار
بقال و چقال در شأن شما نيست.
امير سر برداشت و با خشم به او نگريست، آنچنان که ميرزا آقاخان از ترس
بر خود لرزيد. امير اشکهايش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانى که ما سرپرستى
اين ملت را بر عهده داريم، مسئول مرگشان ما هستيم.
ميرزا آقاخان آهسته گفت: ولى اينان خود در اثر جهل آبله نکوبيدهاند.
امير با صداى رسا گفت: و مسئول جهلشان نيز ما هستيم.. اگر ما در هر
روستا و کوچه و خيابانى مدرسه بسازيم و کتابخانه ايجاد کنيم، دعانويسها بساطشان
را جمع مىکنند. تمام ايرانىها اولاد حقيقى من هستند و من از اين مىگريم که چرا
اين مردم بايد اين قدر جاهل باشند که در اثر نکوبيدن آبله بميرند.
موفق باشید

سلام 
خوب منم بالاجبار به فرهنگ زشت copy و paste رو آوردم چون به غیر از چند مورد از دانش آموزان کس دیگری به وبلاگ سر نزد و نظری نداد و دوما کسی برای مطلب نوشتن ارزش چندانی قائل نیست مردم این دوره زمونه sms تبریک یا تسلیتم که میخوان برا هم بفرستن حال نمیکنن خودشون بنویسن یاد گرفتند اس ام اس های تکراری بدون روح اما با کلمات قلمبه سلمبه دیگران را برای هم pm می کنند برای اینکه مشکلی هم پیش نیاد از این را برا اون و از اون را برا این میفرستن من خودم بارها در یک روز چندین اس ام اس تبریک یا تسلیت یک جور دریافت کردم .خوب چه میشه کرد اینم از عادت های زشت ما ایرانی هاست .بماند
البته همه مثل هم نیستن من خودم عادت ندارم که اینطور عمل کنم و همیشه سعی میکنم خودم بنویسم حالا چه خوب و چه بد خوب صد البته ما زبان تشکرم داریم از همه دوستانی که به وبلاگ من سر زدند و نظر دادند تشکر می کنم مخصوصا از دوست عزیزم ابراهیم بهرامی که هرز گاهی یه سری به وبلاگ من می زنه و من را از نظرات سازنده خودش بی بهره نمی گذاره اینم یه دست و یه هورا برای ابراهیم بهرامی


10 عمل زشت ما ایرانیان
طبق پژوهش های انجام شده ، 10 عمل در بین ما ایرانیان است که باعث کاهش سطح فرهنگ و تمدن ما و خدشه دار شدن تمدن ناب پارسی شده است که عبارتند از:
1- غیبت و دخالت در امور خصوصی و شخصی دیگران
یکی از سوژه های اصلی محاورات که به شدت بین مردم مرسوم شده است عمل زشت غیبت می باشد. این روزها زمانی که افراد همدیگر را ملاقات می کنند و یا در میهمانی ها حاضر میشوند عملاً حرفی جز غیبت کردن درمورد دیگران ندارند و با هیجان کامل به این کار مبادرت می کنند. برخی هم به خود اجازه میدهند در حریم خصوصی ترین مسائل دیگران وارد شوند و به امر و نهی و دخالتهای بی مورد بپردازند.
2- عدم رعایت حق عابرین پیاده
در اکثر نقاط دنیا دیدن یک عابر پیاده در خیابان به معنای فرمان ایست و احتیاط برای راننده مقابل است در صورتیکه در ایران برخی رانندگان به محض دیدن عابر پیاده سرعت خود را بیشتر نموده و بدون لحاظ کردن مسائل ایمنی و حق تقدم با بی رحمی تمام و با ایجاد رعب و وحشت برای عابرین پیاده به مسیر خود ادامه میدهند.
3- حفظ نشانه های نو بودن کالا
همسایه تان اتومبیلی نو خریداری کرده اما بعد از سپری شدن یک هفته هنوز برچسب شماره اولیه که بصورت تکه کاغذی روی شیشه جلو چسبیده است را جدا نکرده و حتی فومهایی که بصورت ضربه گیر در اطراف دربهای ماشین نصب شده است کماکان وجود دارند. دوستتان نیز بعد از گذشت یک هفته هنوز برچسب روی نمایشگر گوشی موبایل جدیدش را جدا نکرده!
4- تنبلی و از زیر کار در رفتن
متوسط ساعت مفید کار در ایران کمتر از یک ساعت و سی دقیقه میباشد که دلیل آن نبودن فرهنگ کار، فقدان انگیزه، تنبلی و بی مسئولیتی افراد است. این امر باعث نارضایتی ارباب رجوع، پایین آمدن کارایی و بهره وری و در کل کاهش پیشرفت ملی خواهد شد.
در اغلب شرکتها، ادارات و سازمانها اینگونه باب شده که کسی زرنگ و با ذکاوت است که تا حد امکان از انجام مسئولیتهایش شانه خالی کند و کم کاری را استراتژی اصلیش بداند و در عین حال حقوق و مزایایش را بصورت تمام و کمال دریافت نماید.
کارمندان هیچ تلاشی در راستای بالابردن کیفیت و راندمان شرکت انجام نداده و در عین حال انتظار بالا رفتن درآمد خود را دارند. به ارباب رجوع کمتر احترام گذارده میشود و طلب کارانه با وی برخورد میشود.
5- تجمل گرایی و مصرفی شدن
امروزه شاهد آن هستیم که جامعه با سرعتی باور نکردنی به سوی مصرفی شدن در حال حرکت است. افراد بجای سرمایه گذاری پول خود در مکان مناسب و برای تولید بیشتر و اشتغال زایی ملی، ترجیح میدهند با خرید اتومبیلهای گران و کالاهای لوکس مصرفی ظاهری معقول کسب نموده و اعتبار خود را در بین اطرافیانشان بالا ببرند.
چشم و هم چشمی های فراوان، گرفتار وامها و قرضهای سنگین شدن و استرس از جمله پیامدهای این مسئله است. اکثر مردم خوشبختی را در تجملات و برتری مالی می دانند و بین نیازها و خواسته هایشان تمایزی قائل نمی شوند. مسابقات و رالی خرید امری ناپسند ولی متداول در جامعه ایرانی است.
6- فقدان فرهنگ تشکر و احترام
از کوچه و خیابان گرفته تا دانشگاه و محل کار و اماکن عمومی، کمتر شاهد شنیده شدن جملاتی مانند "از لطف شما ممنونم"، "خواهش میکنم"، "اختیار دارید"، "تمنا می کنم"، "بفرمایید"، "بزرگوارید"، ... هستیم.
بجای آن فضای زیرآب زنی، استفاده از الفاظ ناشایست، بی حرمتی به افراد مسن، به سخره گرفتن افراد، بالا بردن تن صدا،... امری متداول شده است. مردم باید بیاموزند احترام به دیگران، احترام به هویت ملی یک کشور محسوب میشود. اگر افراد یک مملکت به یکدیگر احترام نگذارند چگونه میتوانند انتظار کسب احترام از ملتهای دیگر را داشته باشند؟!
7- عدم رعایت نظافت شخصی و شهری
احتیاج به توضیح ندارد که متاسفانه نظافت شخصی و اجتماعی از طرف برخی افراد جامعه رعایت نمیگردد. از طرز لباس پوشیدن تا بوی بدن و دهان و آرایش موها گرفته تا ریختن زباله در محیطهای شهری و تفریحی.
8- درگیری در صف و نوبت
صف ها هرکجا و به هر علتی که تشکیل شوند معمولاً تبدیل به جولانگاه بی نظمی، درگیری، فحاشی و هتاکی عده ای از افراد به اصطلاح "زرنگ" خواهند شد. حفظ نظم و ترتیب در صف نشان دهنده بالا بودن رتبه اجتماعی و فرهنگ کسانی است که در صف حضور دارند.متاسفانه شاهد آن هستیم که در برخی امور مذهبی و خیریه مانند سرو غذای نذری نیز چنین بی نظمی ها و زد و خوردهایی بوجود می آیند. احتمالاً باید برخورد کرده باشید در مجالس عروسی گاهی زمان سرو شام جمعیت با چه سرعتی به سمت میز سلف سرویس هجوم می آورند!
9- پرورش اندام برای رعب و ترس
شاید دیده باشید پسرانی که با اندامهای پرورش یافته و عضلانی درحالی که بازو و سینه های خود را در معرض نمایش گذاشته اند با چهره ای مهاجم و آماده درگیری در همه جا پرسه می زنند! آنها با نگاه خود اطرافیانشان را به مبارزه می طلبند!
چه نکوهیده است زمانی که برخی افراد انگیزه های اصلی ورزش و تناسب را فراموش کرده و صرفاً برای عرض اندام، قلدری و جلب توجه در سطح جامعه اقدام به حجیم کردن عضلات خود می کنند.
10- اسراف، اسراف، اسراف!
اسراف یعنی زیاده روی در مصرف، بیهوده مصرف کردن، بیش از نیاز مصرف کردن، مصرف کنترل نشده، دور ریختن چیزی که میتوان از آن استفاده کرد. کافیست با محاسباتی ابتدایی متوجه شوید که میزان اسرافی که در کشور به عناوین مختلف همه روز در حال انجام است اگر جلوگیری می شد، چه میزان در صرفه جویی خانوادگی و ملی اثر می گذاشت و مشکلات چه تعداد از مردم حل می شد.
موفق باشید تا مطلب بعد



